معنی زانوس‌رستاق

معنی زانوس‌رستاق

5 بازدید
[ رُ ] (اِخ) یکی از بلوک کجور مازندران است مشتمل بر ۱۴ قریه و ۳۴۴۵ تن سکنه و مرکز آن صالحان کیل کلا میباشد. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۳۰۰). مؤلف جغرافیای مازندران آرد: زانوس رستاق دارای ۱۵ قریه و ۶۵۰۰ تن جمعیت است. (جغرافیای تاریخی و اقتصادی مازندران ص ۱۵۶). در فرهنگ جغرافیائی آمده: نام یکی از دهستانهای کجور شهرستان نوشهر است. این دهستان در قسمت جنوب نوشهر و منطقهٔ کوهستانی واقع و حدود آن بشرح زیر است: از شمال به کوهستان جنگلی بین دریا و کجور. از خاور به دهستان توابع کجور. از باختر به دهستان پنجک رستاق. از جنوب به خطالرأس رشتهٔ دوم ارتفاعات که بین این دهستان و بخش نور واقع است. هوای این دهستان سردسیر و آب آن از چشمه سار و محصول عمدهٔ آن غلات دیمی و لبنیات است. در زمستان اکثر ساکنین این دهستان برای تأمین معاش به حدود دهستانهای المده و صلاح الدین رفته و در تابستان اکثر سکنهٔ قشلاقی به این دهستان می آیند. این دهستان از ۱۸ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۷هزار تن و قرای مهم آن بدین شرح است: پول، استان کرود، کوهپر، ساس، میخ ساز. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «زانوس‌رستاق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید