معنی زانة
6 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) ناگوار. (منتهی الارب). || تخمه. (اقرب الموارد) (ترجمهٔ قاموس) (تاج العروس).[ نَ ] (اِخ) نام کنیزکی بوده است. مؤلف عقد الفرید آرد: ابونواس با جمعی از یاران خود در باغی گرد آمده و بزمی آراسته بودند، طفیلیی خود را بجمع ایشان افزود. ابونواس از وی پرسید: نامت چیست؟ گفت ابی الخیر. کنیزکی که از آنجا میگذشت بدو سلام گفت، ابونواس نام وی را نیز پرسید، گفت نامم زانه است. ابونواس گفت: یاء را از ابوالخیر بدزدید و به زانه بدهید تا کنیزک زانیه و ابوالخیر ابوالخر شود. (عقد الفرید ج ۷ ص ۲۴۱).
کلمات همقافیه با «زانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر