معنی زامین
7 بازدید
(اِخ) قریه ای بوده است در بخارا. ابن خردادبه آرد: از سمرقند تا بارکث ۴ فرسخ.... از بورنمذ تا زامین ۴ فرسخ [ بیابان ] است و در اینجا دو راه یکی به شاش (چاچ) و ترک و دیگری به فرغانه میرود... و از زامین تا ساباط دو فرسخ است. (از مسالک الممالک ص ۲۶، ۲۷ و ۲۹). یاقوت آرد: قریه ای است در بخارا و ابوسعد گوید شهری کوچک است در نواحی سمرقند از اعمال اشروسنه و گاه بهنگام منسوب ساختن زامینجی گویند (با اضافهٔ ج). و اصطخری گوید: بزرگترین شهرهای اشروسنه بجیکث است و تالی آن در بزرگی زامین است که در راه فرغانه به صغد قرار دارد. زامین سبزه نیز نامیده میشود. و قافله هائی که از صغد به فرغانه میروند، در آنجا منزل میکنند و دارای آبهای روان و بستانها و موستان است. پشت کوههای اشروسنه و روبروی آن تا بلاد غربی بیابانی است که کوه ندارد. و جماعتی از اهل علم منسوب به زامین اند. فاصلهٔ آن تا ساباط دو فرسخ است و تا اشروسنه ۷ فرسخ است. و ابن فقیه گوید: از سمرقند تا زامین ۱۷ فرسخ و زامین در مقطع دو راه که به شاش و ترک و فرغانه میرود واقع است و فاصلهٔ آن تا شاش ۲۵ فرسخ و از شاش تا معدن نقره ۷ فرسخ و تا باب الحدید (دروازهٔ آهن) ۲ میل است. (از معجم البلدان). و رجوع به ص ۲۰۳، ۲۰۴ و ۲۰۷ از مسالک الممالک ابن خردادبه و زامیج و زامینجی شود.
کلمات همقافیه با «زامین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر