معنی زال مداین
5 بازدید
[ لِ مَ یِ ] (اِخ) پیر زنی که خانهٔ مجاور ایوان داشت و با همهٔ ابرام انوشیروان نفروخت و انوشیروان به ستم از وی نستد و کجی و قناسیی در کاخ راه یافت. (برهان قاطع) (آنندراج) (غیاث اللغات) (شرفنامهٔ منیری): نه زال مدائن کم از پیرزن کوفه نه حجرهٔ تنگ این کمتر ز تنور آن.خاقانی. رجوع به زال کوفه شود.
کلمات همقافیه با «زال مداین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر