معنی زاغ کمان

معنی زاغ کمان

7 بازدید
[ غِ کَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سه گوشهٔ کمان، لیکن تنها لفظ زاغ بدین معنی مستعمل نیست چنانچه بعضی گمان برده اند. (آنندراج). سه گوشهٔ کمان، چه گاهی گوشهٔ کمان را بشکل زاغ میساخته اند. (فرهنگ نظام): چو خسرو چنان دید برگشت شاد دو زاغ کمان را بزه برنهاد.فردوسی. برآورد زاغ کمان را بزه کمندی چهل خم بزین در گره. اسدی (گرشاسب نامه). پیغام او بجان بداندیش مرغ دل تیر اجل به بازوی زاغ کمان دهد. سیف اسفرنگ. ز بهر آنکه پر تیر او سازند ترکانش ز گردون بر، دو کرکس را به یک زاغ کمان گیرد. امیرخسرو (از آنندراج). دو زاغ کمان را عقاب سه پر بدیدم به یک جای آورده سر. سلمان ساوجی. کرکس تیرت چو از زاغ کمان گیرد هوا بوم شوم جان بدخواهان شود جفت هما. خواجه جمال الدین سلمان (از آنندراج). و رجوع به برهان قاطع و شرفنامهٔ منیری و غیاث اللغات و نیز رجوع به زاغ در همین لغت نامه شود. || زاغ مصور بر کمان و سیسر را نیز گویند. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «زاغ کمان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید