معنی زاغدل
6 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) کنایه از سیاه دل که قساوت داشته باشد. (آنندراج): زاغ دلان را نفس شوم ده مغز غلیواژ و سر بوم ده. امیرخسرو دهلوی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زاغدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر