معنی زاغان
9 بازدید
(اِخ) (باغ...) باغی بزرگ در بیرون شهر هرات و محل اقامت سلاطین و وزرای گورکانیه بوده است. مجالس جشن و سور پادشاهان و شاهزادگان مانند مجلس جشن ختان بایسنقرمیرزا و جلوس سلطان حسین بهادرخان و عروسی سلطان مسعود با بیگم سلطان در این باغ برگزار شده است. در حملهٔ ازبکان به هرات نیز قلعهٔ محکم بشمار میرفت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۲۵، ۶۳ تا ۶۵، ۶۸، ۷۲، ۷۳، ۱۱۲، ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۳۵، ۱۴۷، ۱۴۹، ۱۵۰، ۱۶۷، ۱۷۸، ۱۷۹، ۲۰۶، ۳۳۶، ۵۸۰، و ج ۳ ص ۳۸۹، ۴۳۱، ۴۴۵، ۴۶۶، ۵۵۰، ۵۸۴، ۶۰۵، ۶۱۲ و ۶۱۶ شود.(اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی از شهرستان کرمانشاهان واقع در ۴۶۰۰۰گزی شمال باختری سنقر و ۴۰۰۰گزی شمال ریگ جوب. در منطقه ای کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۶۷۰ تن و بزبان کردی و فارسی تکلم میکنند. دارای قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوب، توتون، انگور و قلمستان است. این ده به دو قسمت علیا و سفلی تقسیم میشود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵). و رجوع به زاغان علیا و زاغان سفلی شود.
کلمات همقافیه با «زاغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر