معنی زاعة
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) شرطگان و آن جمع است مانند ساده و باعة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). گروه سرهنگان. (ناظم الاطباء). و رجوع به نشوء اللغه ص ۹۴ شود. || آن جماعت از لشکر که برای پیکار دشمن اول [ زود ] آماده شوند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به تاج العروس شود.
کلمات همقافیه با «زاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر