معنی زاعب
6 بازدید
[ عِ ] (ع ص، اِ) هادی سیاح. (از اقرب الموارد). هادی بسیاررونده و سیرکننده در زمین. (منتهی الارب) (آنندراج). || نوک نیزه ای. (ناظم الاطباء). || سیل که وادی را پر کند. (از اقرب الموارد).[ عِ ] (اِخ) شهری است. (از اقرب الموارد). و رجوع به آنندراج شود.[ عِ ] (اِخ) مردی است از خزرج که نیزه میساخته و نیزه های مشهور به زاعبیه منسوب بدو است. (از اقرب الموارد). و رجوع به آنندراج و ناظم الاطباء شود.
کلمات همقافیه با «زاعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر