معنی زاری کردن
11 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) گریه و ناله کردن. نالیدن. گریستن : مستی مکن که نشنود او مستی زاری مکن که نشنود او زاری.رودکی. شو تا قیامت آید زاری کن کی رفته را بزاری بازآری.رودکی. راست که افتادی و ز خواب و ز خور ماند آنگه زاری کنی و خواهش و زنهار. ناصرخسرو. لابه و زاری همی کردند و او از ریاضت گشته در خلوت دوتو.مولوی.
کلمات همقافیه با «زاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر