معنی زارة
7 بازدید
[ رَ ] (اِخ) قبیله ای است از ازد. (منتهی الارب). و در این بیت شعر که در جنگ صفین یکی از لشکریان معاویه انشا کرد از آن نام برده شده است: یا سهم سهم بن ابی العیزار یا خیر من نعلمه من زار. و رجوع به تاریخ طبری چ نلدکه ج ۶ ص ۳۲۷۳ و ج ۸ ص ۹۲۵ شود.[ رَ ] (اِخ) مادر عروةبن زهیر است که وی را زراره نیز نامیده اند. (از ذیل تاریخ طبری چ نلدکه ج ۸ ص ۹۲۵).[ زارْ رَ ] (ع اِ) نوعی مگس سرخ یا کبودرنگ است که آن را الذبابةالشعراء یا الذباب الشعراء نامند. (تاج العروس). نوعی مگس خران و شتران و سگان است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر