معنی زاذانی

معنی زاذانی

7 بازدید
(ص نسبی) منسوب به زاذان نام خاندان زاذانی است که نسبت ایشان به زاذان کندی [ ابی عمرو ] میرسد این خاندان ساکن قزوین بوده اند و چندین عالم و محدث از میان ایشان برخاسته است. (انساب سمعانی). و رجوع به زاذان ابی عمرو زاذان ابی عبداللََّه و زادانی در این لغت نامه شود.
(اِخ) ابوشهیب بن زاذان بن محدث کوفی است. (تاج العروس) و رجوع به زاذان شود.
(اِخ) زاذان بن محمدبن زاذان فقیه محدث. (از اعیان الشیعه). و رجوع به زاذان بن محمد در لغت نامه شود.
(اِخ) زاذان بن عبداللََّه پدر عبداللََّه و جد عمر [ ابوحفص ] زاذانی است. (از انساب سمعانی). و رجوع به زاذانی عمر ابوحفص شود.
(اِخ) عمربن عبداللََّه بن زاذان مکنی به ابوحفص از اولاد ابی عمربن زاذان کندی تابعی و خاندان علم و ادب است. وی محدث و قاضی بوده و از عبدالرحمن بن ابی حاتم و محمدبن هارون بن حجاج مقری و محمدبن قرن بن عباس راوی و علی بن محمدبن سهل رازی و علی بن عمربن محمد صیدلانی و علی بن ابراهیم بن سلمة القطان نقل حدیث کرده است. محمدبن اسماعیل بن عمر و ابوالحسن احمدبن محمد عتیق و دیگران از وی روایت کرده اند. عمر ابوحفص قبل از ۴۰۰ هـ . ق. وفات یافته است. (از الانساب سمعانی). و رجوع به زاذان کندی شود.
(اِخ) محمدبن ابراهیم (۲۸۵ - ۳۸۱ هـ . ق.) مکنی به ابی بکر است، وی را گاه نسبت به یکی از اجدادش زاذان بن المقری زاذانی و گاه نیز عاصمی [ منسوب به عاصم بن زاذان یکی دیگر از اجدادش ] میخوانند. وی در اصفهان میزیسته و از حافظ نیشابوری حدیث بسیار فرا گرفته است. به شام و حجاز و مصر مسافرت کرده و در مکه فضل بن محمد جلدی در بغداد ابوبکر محمدبن سلیمان باغندی، در اهواز عبدان بن احمد جوالیقی، در مصر محمدبن زبان بن حبیب، در موصل احمدبن علی تمیمی، در شام اصحاب هشام بن عمار دمشقی و دیگر علمای این طبقه را ملاقات کرده است. آخرین کسی که از وی نقل حدیث کرده محمدبن علی بن هرمزد اصفهانی مکنی به ابی مسلم است. (از انساب سمعانی). تألیفات وی: الفوائد المعجم الکبیر در حدیث (۸ جزء در یک مجلد). کتاب اربعین حدیث (مسند ابی حنیفه). (الاعلام زرکلی). و رجوع به زاذان بن مقری شود.
(اِخ) مسروربن مغیره مکنی به ابی عامر. برادرزادهٔ منصوربن زاذان اصلش بصری در واسط اقامت داشته. وی از عماربن منصور و ابوسعد احمدبن داود از وی نقل حدیث کرده است. ابن ابی حاتم از پدرش نقل کرده که وی از مشایخ است. (انساب سمعانی). مسرور و منصور از اولاد یکی از غلامان ابی عقیل ثقفی بوده اند. (از تاج العروس). و رجوع به زاذان در لغت نامه شود.
(اِخ) منصوربن زاذان بن مغیره است. (از انساب سمعانی) (تاج العروس). و رجوع به زاذانی مسرور شود.

کلمات هم‌قافیه با «زاذانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید