معنی زاحل
7 بازدید
[ حِ ] (ع ص) کسی که دور و جدا افتد. || آنکه از مقام خویش افتاده باشد. || شتر که در رفتن از قطار عقب افتاده باشد. || آنکه مانده و خسته باشد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زاحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر