معنی زاج اصفر

معنی زاج اصفر

6 بازدید
[ جِ اَ فَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) زاج زرد که بهندی کسیس نامند. ماهیّت آن، بهترین اقسام زاجات و افضل آن ذهبی و درخشندهٔ آن است. طبیعت آن: در سوم گرم و خشک، سوختهٔ آن لطیفتر، بخلاف سایر املاح که به احراق قویتر میشوند و مغسول آن را حدت کمتر. افعال و خواص آن: آشامیدن آن جهت قتل و اخراج اقسام کرم معده و تحلیل ورم و صلابت طحال مؤثر و غرغرهٔ اقسام زاج با سرکه جهت زلوی در حلق مانده مجرب و چون دو جزء آن را با یک جزء قلیمیا با سرکه سائیده در ظرف سفال کرده چهل روز در تابستان در آفتاب و در زمستان در زیر سرگین اسب دفن کنند بغایت تند و جالی میگردد. و ازالهٔ بیاض غلیظ و ناخنه می نماید. و در ازالهٔ گوشت زائد زخمها بیعدیل و در رنگ کردن موی مؤثر، مقدار شربت آن که بی خطر باشد تا یک دانگ و زیاده بر آن خطرناک. مصلح آن، قی کردن بشیر تازه دوشیده و روغن تازه و کره و شکر و ترطیب شدن. بدل آن زنگار است و فولاد جواهردار را بعد از تصقیل و تصفیه بدان جوهر میدهند. (مخزن الادویه). و رجوع به زاج شود.

کلمات هم‌قافیه با «زاج اصفر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید