معنی زابود
5 بازدید
(اِخ) کوهی است در ناحیهٔ صفد (صفد در جغرافیای قدیم جزء تقسیمات شامات بوده است). صاحب نخبة الدهر آرد: در این کوه مغاره ها و حفره ها و حوضچه هائی وجود دارد که سراسر سال قطره ای آب در آن یافت نشود، جز آنکه در یک روز معین از سال جمعی کشاورز یهودی بر این کوه گرد آیند. و تمام روز در آنجا بمانند. و چون بیرون آیند ناگهان در جویها و حوضهای مغاره آب روان گردد و یک تا دو ساعت ادامه یابد. یهود این روز را عید گیرند و از این آب بشهرهای دور و نزدیک حمل کنند. این آب را [بنام قریه ای که در آن کوه است ] میرون مینامند. ساکنین این کوه از دروزیه و حاکمیه و امریه تشکیل یافته است [ این چند گروه از دهریان و اهل مذهب حلول اند. منکر شرایع و قیامت و نماز و روزه و حج و زکوة و معتقد بتناسخ اند ] . (نخبة الدهر دمشقی ص ۱۱۸ و ۲۱۱).(اِخ) نام یکی از چندین قریه ای است که در کنار کوه زابود در سرزمین صفد واقع است. (نخبة الدهر دمشقی ص ۲۱۱).(اِخ) ابن ناثان بن عتای بن احلای [ دختر شیثان ] و گویا همان زابادبن احلای است که در توراة مذکور است و سلسلهٔ نسب او که به یهودا میرسد به اهمیت یاد شده است و احلای مادر جدهٔ او است که همسر یرحاع بود. (دائرة المعارف بستانی از سفر الایام الاول توراة ۲: ۳۱ -۳۶ و ۱۱:۴۱ ۲:۴۱).
کلمات همقافیه با «زابود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر