معنی زابن
7 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) دیو سرکش باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). || چاوش باشد. (منتهی الارب) (آنندراج).[ بِ ] (اِخ) موضعی است که حمیدبن ثورهلالی از آن در این بیت خویش نام برد: رعی السروة المحلال ما بین زابن الی الخور وسْمیَّ البقول المدیَّما. (معجم البلدان).[ بِ ] (ع اِ) دوزخ بان. (منتهی الارب) (آنندراج). و مراجعه به زبانیه در لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «زابن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر