معنی زابلی
5 بازدید
[ بُ ] (ص نسبی) منسوب به زابل : وزو آفرین بر سپهدار زال یل زابلی پهلو بی همال.فردوسی (شاهنامه). و رجوع به سیستانی در لغت نامه شود.[ بُ ] (اِخ) ابوالثنا احمدبن محمد یکی از علماء قرن دهم هجری دولت عثمانی بود و بسال ۹۶۵ هـ . ق. کتابی در اعراب القرآن تألیف کرده است. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۰۶ شود.
کلمات همقافیه با «زابلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر