معنی زا
11 بازدید
[ زُ اِ ] (اِخ) نام دختری است از احفاد کنستان تن پورنی روژنت که امپراطور بیزانس بوده و سلطنت وی از ۹۱۲ تا ۹۵۹ م. امتداد داشت و برحسب تحقیقاتی که شده است نسب خود را به اشکانیان می رسانید. زُاِ به همسری کنستان تن مونوماک امپراطور بیزانس (۱۰۴۶-۱۰۵۴ م.) درآمد. (ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۲۲).(اِمص) در تداول بمعنی زایش. - سر زا رفتن؛ مردن زن گاه بار نهادن. || (نف) مخفف زاینده. افزاینده: سخت زا. - نازا؛ عقیم. ماده ای که بچه نیاورد. || (ن مف) مخفف زاییده. - تازه زا؛ تازه زائیده. مولودی که تازه به دنیا آمده.
کلمات همقافیه با «زا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر