معنی زئیر
7 بازدید
[ زَ ] (ع مص، اِ) بانگ کردن شیر از سینهٔ خود. (اقرب الموارد). بانگ شیر درنده و غریدن وی. (آنندراج): یکی از جای برجستم چنان شیر بیابانی زئیری برزدم چون شیر بر روباه درغانی. ابوالعباس. ای روبهان کلته به خس درخزید هین کاید ز مرغزار ولایت همی زئیر.فرخی. سماع مطربان بگرد او درون زئیر شیر و گرگ پرعوای او.منوچهری. اگر چه هر دو به آواز و بانگ معروفند زئیر شیر شناسند مردمان ز نباح. مسعودسعد. || آواز شتر نر که ترجیع کند و بکشد. (اقرب الموارد). || (ص) شیر بابانگ و خروش. (آنندراج). || در طب: آوازهایی که از اعضای داخلی بدن در هنگام کار طبیعی و یا عارض شدن بیماری شنیده میشود. (از قاموس عثمانی).
کلمات همقافیه با «زئیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر