معنی زئبق المقتول
7 بازدید
[ زِءْ بَ قُلْ مَ ] (ع اِ مرکب) (الـ ...) جیوهٔ کشته. تراب الزئبق، و هو ان یسحق الزئبق مع بعض الادویة الترابیة بالخل حتی تغیب عیونه، موت الزئبق هو ان یحسق حتی تغیب عیونه. (از دزی ج ۱ ص ۵۷۶ و ۵۷۷). رجوع به مفردات ابن البیطار شود.
کلمات همقافیه با «زئبق المقتول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر