معنی زئبقی
7 بازدید
[ زِءْ بَ / بِ ] (ص نسبی) منسوب به زئبق. (ناظم الاطباء).[ زَءْ بَ / بِ قی ی ] (اِخ) احمدبن عبده. محدث است. (منتهی الارب).[ زِ ءْ بَ / بِ ] (اِخ) اسماعیل بن عبدالملک. محدث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «زئبقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر