معنی زئبق
7 بازدید
[ زِءْ بَ / بِ ] (معرب، اِ) معرب زیوهٔ (ژیوه) فارسی است و عامه آنرا زیبق گویند. (اقرب الموارد). زئبق در تداول عامه زیبق است. (از دزی ج ۱ص ۵۷۶). زئبق معرب بهمزه است. (منتهی الارب). سیماب و جیوه و ژیوه. (ناظم الاطباء). زئبق زاووق است و با همزه تعریب شده و در المعرب آمده: این کلمه با یاء (زیبق) و همزه «زئبق» هر دو گفته میشود و قول مختار میدانی آن است که بهمزه و کسر باء خوانند. در الفصیح و شرحهای آن نیز همچنین آمده. (تاج العروس). رجوع به المعرب جوالیقی و زابق و زیبق و جیوه و سیماب شود.[ زِءْ بَ / بِ ] (ع ص) مرد طیش کننده. طائش و این از نظر تشبیه است. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «زئبق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر