معنی زأف
8 بازدید
[ زَءْفْ ] (ع مص) شتابانیدن کسی را. اعجال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زأف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أف» برای سرودن شعر