معنی ریگشوی
8 بازدید
(نف مرکب) ریگ شو. کسی که می شوید ریگهای آمیخته به ذرات طلا را. (ناظم الاطباء). || (اِمص مرکب) شستن ریگ تا خردهٔ زر و نقره از آن حاصل کنند. (از غیاث اللغات). - ریگ شو، ریگ شوی کردن؛ شستن ریگ زرگری. (آنندراج). شستن دانه ها و حبوب را در ظرف پرآب تا ریگ و مواد دیگر مخلوط بدان ته نشین شود. (یادداشت مؤلف): کجا افتادی ای دردانهٔ مقصود از دستم که من با سیل خون این خاکدان را ریگ شو کردم. صائب تبریزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ریگشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر