معنی ریگان

معنی ریگان

5 بازدید
(اِخ) دهی از بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه. ۲۳۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول عمدهٔ آنجا غلات و بنشن و پنبه است. طایفهٔ گرگ علی در این ده ساکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
(اِخ) نام یکی از دهستانهای شش گانهٔ بخش فهرج شهرستان بم، واقع در جنوب خاوری فهرج. حدود شمال: دهستان برج اکرم. خاور: شهرستان زاهدان. جنوب: شهرستان جیرفت. باختر: دهستان گنیگی. منطقه ای است جلگه و دارای آب و هوای گرمسیر مالاریایی. آب زراعتی و مشروبی از قنوات و محصول عمدهٔ آنجا غلات، پنبه، حنا، لبنیات، خرما و انواع مرکبات و صنایع دستی زنان قالیچه و گلیم و کرباس بافی است. دارای ۵۲ آبادی و در حدود هفت هزار تن سکنه است. مرکز آن رحمت آباد است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «ریگان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید