معنی ریکاسه
8 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ) رکاسه. ریکاشه. به زبان اهل مرو خارپشت کلان را گویند و به عربی قنفذ خوانند. (برهان). خارپشت بزرگ تیرانداز. (ناظم الاطباء) (از شرفنامهٔ منیری). خارپشت. (فرهنگ جهانگیری) (از صحاح الفرس). به معنی اشغر است و صحیح آن ژیکاسه است. (انجمن آرا). رکاسه. ریکاشه. صاحب انجمن آرا می نویسد صحیح ژیکاسه است، نمی دانم دلیلش چیست. قدیمترین نسخهٔ اسدی (۷۶۶ هـ .ق.) ریکاسه دارد. (یادداشت مؤلف): نتوان یافت از کدو گوداب نه ز ریکاسه جامهٔ سنجاب.عنصری. کسی کرد نتوان ز زهر آبگین نسازد ز ریکاسه کس پوستین.عنصری. همی تا سمور است و سنجاب چین نپوشد ز ریکاسه کس پوستین. اسدی. رجوع به رکاشه و ریکاشه شود.
کلمات همقافیه با «ریکاسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر