معنی ریویدن
7 بازدید
[ ری دَ ] (مص) آزاد شدن. خلاص شدن. مرخص شدن. معاف شدن. (ناظم الاطباء). || معزول گشتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ریویدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر