معنی ریون
7 بازدید
[ رُ ] (ع مص) رَین. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غلبه کردن گناه بر دل و خواب بر چشم و مستی بر تن. (از آنندراج) (تاج المصادر بیهقی). رجوع به رین شود.[ رَیْ وَ / رَیْ یو ] (اِخ) یکی از ارباع نیشابور است. (منتهی الارب). یکی از ارباع نیشابور و اصل آن ریوند است و از آن است ابوسعید سهل بن احمد... ریوندی نیشابوری. (از تاج العروس). رجوع به ریوند شود.
کلمات همقافیه با «ریون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر