معنی ریواج
7 بازدید
[ ری ] (اِ) رستنی که ریواس نیز گویند. (ناظم الاطباء) (از شرفنامهٔ منیری) (از آنندراج). ریباس. ریواس. ریواص. (یادداشت مؤلف): ز کوه آرمت کبک کوهساری ز پشته برق و ریواج بهاری. (ویس و رامین). غذا سمانی و عدسی و ریواج و... موافق تر باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). زر بستانی از ارکی برداری ما را گل و باقلی و ریواج آری.انوری.
کلمات همقافیه با «ریواج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر