معنی ریمله
7 بازدید
[ لِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال شهرستان واقع و حدود آن از شمال، بخش سلسله. از خاور، دهستان ده پیر. از باختر، سفیدکوه و دهستان ناوه کش و از جنوب، خرم آباد است. موقعیت طبیعی: تپه ماهور و کوهستانی. هوا: معتدل و سردسیر. آب آن از رودخانهٔ خرم آباد و چشمه ها. بلندترین کوههای آن سیاه و سفیده کوه است و دارای ۳۸ آبادی و حدود ۶۴۰۰ تن سکنه است. دیه های مهم آن سراب تلخ پیر حیاتی، پاپی خالدار بالا و قلعه نوریمله است. ساکنان از طایفهٔ حسنوند و بیرالوند و طوایف مختلفند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ لِ ] (اِخ) دهی از بخش حومهٔ شهرستان خرم آباد. ۲۴ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و سراب و محصول عمدهٔ آنجا غلات و صیفی و لبنیات و صنایع دستی زنان فرش و سیاه چادر بافی است. ساکنان از طایفهٔ بیرالوند هستند و ییلاق و قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «ریمله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر