معنی ریمان
6 بازدید
[ رَ یَ ] (ع مص) فراهم آمدن سر جراحت از بهْ شدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). فراهم آمدن سر جراحت. (المصادر زوزنی). || مهربانی کردن. (دهار) (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «ریمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر