معنی ریلو
6 بازدید
(اِ) شنجار را گویند. (فرهنگ جهانگیری). اشخار. قلیا. شنجار. (ناظم الاطباء) (از برهان). قلیا و اشخار را گویند و آن رستنی باشد برگ آن سیاه و بیخ و ریشهٔ آن سطبر. (انجمن آرا) (آنندراج): چون علاج دماغ گنده کند داروی او شراب ریلو باد. کمال الدین اسماعیل (از انجمن آرا). رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «ریلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر