معنی ریفیة
6 بازدید
[ فی یَ ] (ع اِ) زمین هموار مزروع. ضد بریه. (ناظم الاطباء). زمین کشت شده. خلاف بریه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ریفیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر