معنی ریعة
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جماعت فراهم آمده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || یک کوه بلند. (ناظم الاطباء). یکی ریع. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به ریع شود.[ عَ ] (ع اِمص) مقلوب رِعَة از «ورع» به معنی پرهیزکاری. یقال: فلان سیی ءالریعة؛ ای قلیل الورع. (از منتهی الارب). رجوع به رِعَة شود.
کلمات همقافیه با «ریعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر