معنی ریش بلخی
10 بازدید
[ شِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) قرحه که از بثره ها باشد که بهم پیوسته باشد و صدید از وی همی پالاید آن را ریش بلخی گویند و این ریش به رباط دهستان که نزدیک گرگان است بسیار تولد کند، آنجا آن را سناکر گویند و به بلخ و نواحی آن پشه گزیدگی گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به تاریخ بیهق ابن فندق ص ۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «ریش بلخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر