معنی ریشکش
3 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) دشنامی است. (یادداشت مؤلف): ای ریش کش شهابک مأبون هزار تیز در ریش آن پدر که تو هستی ورا پسر. سوزنی. || آنان که ریش مردم را می کشند: کوسهٔ کم ریش دلی داشت تنگ ریش کشان دید یکی را به جنگ گفت رخم گرچه زجاجی وش است ایمنی از ریش کشان هم خوش است. ؟ (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «ریشکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر