معنی ریشلیو
7 بازدید
[ شِ یُ ] (اِخ) کاردینال آرمان ژان دوپلسیس . وزیر لویی سیزدهم، یکی از بزرگترین سیاستمداران فرانسه (۱۵۸۵ - ۱۶۴۲ م.). وی کشیش لوسون و خطیب دینی (۱۶۱۴ م.) و کاردینال (۱۶۲۲ م.) و نخست وزیر (۱۶۲۴ م.) بود. ریشلیو با وجود مخالفت نجبا سه امر را وجههٔ همت خود قرار داد و در اجرای آنها موفق گشت: ۱- مغلوب کردن پرتستانها که بمنزلهٔ حزب سیاسی بودند. ۲- پست کردن بزرگان. ۳- تنزیل خاندان اتریش. در سال ۱۶۳۱ م. هدف توطئه قرار گرفت ولی خردمندی شاه او را نجات داد و ملکه و ملکهٔ مادر مجبور شدند که از دربار دور گردند. وی موجد حکومت مطلقهٔ سلطنتی است و امتیازات اشراف را در ایالات بوسیلهٔ تمرکز اداری و تفتیش از بین برد. ریشلیو حامی ادبیات بود و آکادمی فرانسه را او تأسیس کرد. (از فرهنگ فارسی معین).[ شِ یُ ] (اِخ) آرمان دلاپرت (۱۶۹۶ -۱۷۸۸ م.). مارشال فرانسه. نوهٔ برادر کاردینال ریشلیو. وی مردی حاضرجواب و بذله گو ولی مرموز بود. او در دورهٔ نیابت سلطنت و عهد لویی پانزدهم دخالت مؤثر در امور داشت و پرت ماهون را تسخیر کرد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ریشلیو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یو» برای سرودن شعر