معنی ریشته
7 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف) نعت مفعولی از ریشتن. رشته. ریسیده: عیسی ریشته مریم بافته. (یادداشت مؤلف). هر چیز تافته شده مانند پلیتهٔ چراغ و فتیلهٔ توپ. || (اِ) رشته. تراشه های خمیر که از آن آش و پلاو و جز آن سازند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ریشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر