معنی ریشبرآمده
8 بازدید
[ بَ مَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) متقرح و مجروح. (ناظم الاطباء). || کسی که ریش و لحیهٔ او برآمده و رسته است.
کلمات همقافیه با «ریشبرآمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر