معنی ریسن
7 بازدید
[ سَ ] (اِ) همان رسن معروف است. (قاموس کتاب مقدس). رجوع به رسن شود.[ سَ ] (اِخ) یکی از شهرهای نمرود می باشد. (قاموس کتاب مقدس). || یکی از شهرهای بسیار قدیم آشوریان است که فیمابین نینوی و کالد واقع بوده. (قاموس کتاب مقدس).[ سَ ] (اِخ) دهی از بخش رودسر شهرستان لاهیجان. دارای ۱۱۷ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول عمدهٔ آنجا غلات و بنشن و ارزن و گردو و فندق و صنایع دستی آنجا شال و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «ریسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر