معنی ریزباف
6 بازدید
(نف مرکب) که ریز ببافد. که با تارهای باریک و فاصلهٔ بسیار کم ببافد. (از یادداشت مؤلف). || (ن مف مرکب) پارچه یا فرش ریزبافته شده. ریزبافت. رجوع به ریزبافت شود.
کلمات همقافیه با «ریزباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر