معنی ریختهگری
7 بازدید
[ تَ / تِ گَ ] (حامص مرکب) شغل و عمل ریخته گر. (ناظم الاطباء). صوغ. صیاغت. (یادداشت مؤلف). رجوع به این دو مصدر شود. || قالب ریزی مواد و مصالح بنایی به صورت صوغ فلزات، استحکام بنا را: پس عضدالدوله به ریخته گری روی آن دره برآورد مانند سدی عظیم. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۱۵۶).
کلمات همقافیه با «ریختهگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر