معنی ریة

معنی واژه ریة

0 بازدید
[ رَیْ یَ ] (ع اِمص) سیرابی. (ناظم الاطباء). لغتی است در ریَّة. (منتهی الارب). || (ص) عین ریة؛ چشمهٔ بسیارآب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) دیدار نیک، گویند: الحمدللََّه علی ریتک؛ ای رؤیتک. (ناظم الاطباء).
[ ری یَ ] (ع اِمص) سیرآبی، گویند: من این ریتک؛ ای من این ترتوون الماء. (ناظم الاطباء). || (ص) عین ریة؛ چشمهٔ بسیارآب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
[ یَ ] (ع اِ) آنچه بدان آتش افروزند از لته و هیزم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || شش. (منتهی الارب). تسهیل رئة به همزه. (از اقرب الموارد). رجوع به ریَه و رئة شود. || نوع. (از اقرب الموارد).
[ یَ ] (ع مص) وری. (ناظم الاطباء). افروخته شدن آتش. (منتهی الارب). || آتش جستن از آتش زنه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بیرون شدن آتش از آتش زنه. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به وُریّ شود. || آگنده شدن مغز استخوان. (تاج المصادر بیهقی). || بخوردن ریم جوف مردم را. (تاج المصادر بیهقی).
[ رَیْ یَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (آنندراج). بلوک وسیعی است در اندلس در سمت قبلهٔ قرطبه که به جزیرةالخضراء چسبیده است. (از معجم البلدان).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید