معنی واژه ریاع
6 بازدید
(ع اِ) جِ ریعَة. (ناظم الاطباء). || جِ ریع و رَیع. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به ریعة و ریع شود.(ع مص) ریع. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ریع شود.[ رَیْ یا ] (ع ص، اِ) ارزیاب محصول به عهد صفویان. (فرهنگ فارسی معین): شغل ریاع دارالسلطنهٔ اصفهان آن است که در هرسال که محصولات محال اصفهان... به علت آفت ارضی یا سماوی مقرر شده باشد که بازدید شود به اتفاق عمال و مأمورین روانهٔ محل می گردد و علامت حاصل در حضور عمال و مأمورین گرفته و وزن میشود و عمال از آن قرار برآورد کل حاصل و ابواب جمع رعایا و مؤدیان [ می کنند ] . (از تذکرةالملوک ص ۵). رجوع به ص ۴۵ و ۴۶ همان کتاب شود.