معنی ریاستطلب
7 بازدید
[ سَ طَ لَ ] (نف مرکب) طالب سروری و مهتری. ریاست جوی. (یادداشت مؤلف). کسی که دوستدار ریاست و سروری باشد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ریاستطلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر