معنی ریاسة
5 بازدید
[ سَ ] (ع مص) رئاست. سروری کردن قوم را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مهتری کردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). مهتری. (دهار). || بزرگ شدن و بلند شدن قدر کسی. (ناظم الاطباء). مهتر شدن. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «ریاسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر