معنی رگدار
7 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) عرق و شرابی که با کمی آب ممزوج شده باشد. || پارچهٔ بافته شده که بعضی از نخهای آن بافته نشده باشد. || طفل بدکار و بدعمل. || غیور و باغیرت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رگدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر