معنی رگبرگ شدن
6 بازدید
[ رَ بِ رَ شُ دَ ] (مص مرکب) پیچیدن عضوی از جاندار به طوری که رگها از جای خود دور شود. (فرهنگ نظام). التواء و پیچیدگی در عرقی برای حرکت عنیف و سخت و سقوط و مانند آن. (یادداشت مؤلف). پیچیدن رگی در مفصلی در اثر حرکتی سخت و یا زمین خوردن.
کلمات همقافیه با «رگبرگ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر