معنی رکعت
6 بازدید
[ رَ عَ ] (ع اِ) (اصطلاح فقهی) هر قیامی از نماز که رکوعی در آن داخل باشد. (ناظم الاطباء). جزو صلوة که ربع صلوة است یا ثلث یا نصف آن بشرطی که رکوع در آن داخل باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). هر یک از دو جزء نماز صبح و سه جزء نماز مغرب و چهار جزء نمازهای ظهر و عصر و عشاء که دارای دو قیام و دو سجده و یک رکوع است. در نماز مجموعهٔ مرکب از قیام و رکوع و سجود. ج، رَکَعات. (یادداشت مؤلف): برخاستم نیمشب غسل کردم و در نماز ایستادم تا رکعتی پنجاه کرده آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۹۹). دو رکعت نماز بکرد و پس برون از صدر بنشست «خواجه احمد حسن». (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۵۳). سورهٔ ن و القلم و سورهٔ هل اتی علی الانسان در دو رکعت بخواند «عبداللََّه زبیر». (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۸۷). امیر بوسه بر آن داد و دو رکعت نماز بکرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۸). به احسانی آسوده کردن دلی به از الف رکعت به هر منزلی. سعدی (بوستان). به هر خطوه کردی دو رکعت نماز. سعدی (بوستان). جهاندیده بعد از دو رکعت نماز به داور برآورد دست نیاز.سعدی (بوستان). تو کی به دولت ایشان رسی که نتوانی جز این دو رکعت و آن هم بصد پریشانی. سعدی (گلستان).[ رَ عَ ] (ع مص) رکوع. پشت خم کردن در نماز. (یادداشت مؤلف). یکبار رکوع کردن در نماز. (فرهنگ فارسی معین). || نماز خواندن. (یادداشت مؤلف).[ رَ عَ ] (اِخ) دهی از بخش دهدز شهرستان اهواز. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن است. آب آن از چشمه و قنات است. محصول عمدهٔ آنجا غلات و لبنیات. صنایع دستی زنان آنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «رکعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر