معنی رکسانه
5 بازدید
[ رُ نَ ] (اِخ) دختر کوهوتانوس که اسکندر مقدونی به وی عشق ورزید و او را بزنی کرد. (یادداشت مؤلف). رجوع به اسکندر و روشنک شود.
کلمات همقافیه با «رکسانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر